تبلیغات
هوشنگ متولی جویباری - ادّله ممنوعیت حیله‌های ربا
 
هوشنگ متولی جویباری
مازنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ماعدم ماست من این وبلاگو واسه ترویج حقیقت دین درست کرده ام امیدوارم گامی موثرباشد
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظر بدهید....





ادّله ممنوعیت حیله‌های ربا
1. مخالفت با علت و حکمت تحریم ربا

امام خمینی در این باره بیان مفصلی دارند که خلاصه آن چنین است،‌‌‌ حیله‌های ربا نمی‌توانند موضوع ربا را از تحت علت‌‌هایی که در کتاب و سنّت برای تحریم ربا ذکر شده است، مانند ظلم، فساد اموال و تعطیلی تجارت، خارج‌ سازند، برای مثال، اگر فرض شود، قرض یک‌ساله با بهرة بیست درصدی ظلم است، توسل به حیله و فروش نسیة صد دینار به صد و بیست دینار نیز ظلم خواهد بود، اگر فروش گندم به دو برابر آن به‌صورت نسیه ظلم و فساد اموال است، خردمندانه نیست که بگوییم با ضمیمه کردن یک دستمال، ظلم و فساد از بین می‌رود.

اگر گفته شود که ظلم و فساد، حکمت حکم است و علت آن نیست تا حکم دائر مدار آن باشد، در پاسخ می‌گوییم: این مطلب را قبول داریم ولی این باعث نمی‌شود که به‌طور کلی با دلالت آیات و روایات حکمت ربا مخالفت کنیم، ‌وقتی حکمت تحریم ربا ظلم و فساد باشد، تجویز حیله‌های ربا در تمام موارد، به‌طوری که هیچ موردی باقی نماند، جایز نیست، زیرا مستلزم لغویت در جعل حکم است. اگر شارع، ربا را به خاطر ظلم، فساد اموال و ترک تجارت حرام کند، سپس همه اقسام آن را با تغییر جزئی در عنوان که مانع ترتب آن مفاسد نمی‌شود، حلال نماید، چنین عملی از قبیل تناقض و لغویت در جعل حکم است.

اگر حیله، به این آسانی باعث جواز رباخواری می‌شد، چرا رسول خدا که پیامبر رحمت بود، این نکته را به مسلمانان یاد نداد، تا بدین وسیله امت خویش را از افتادن در دام چنین حرامی مانع شود که اعلان جنگ با خدا و رسولش محسوب می‌گردد و گناه درهمی از آن از هفتاد مرتبه زنا با محرم بزرگتر است؟

برعکس، می‌بینیم رسول خدا به فرماندار خود در مکه می‌نویسد: اگر رباخواران دست از رباخواری برنداشتند، با آنان جنگ کن! اگر ربا گرفتن با توسل به حیله، به سادگی جایز بود و تنها نیاز به این بود که شیئی به یک طرف ضمیمه گردد یا لفظ تغییر داده شود، چه حاجتی به زحمت جنگ و ریختن خون مسلمانان بود، بلکه بر رسول خدا واجب بود که به خاطر حفظ خون مسلمانان، طریق حیله را به آنان بیاموزد.[16]

در پاسخ به این دلیل می‌توان گفت: گرچه برخی از حیله‌ها همانطور است که در استدلال آمد و تجویز آنها موجب لغویت تشریع حکم ربا می‌گردد، امّا برخی دیگر به قضاوت عرف و عقلا از جهت علل و حکمت‌های تحریم ربا با خود ربا متفاوت هستند، کسی که به یک کارخانه‌داری صد میلیون قرض پنچ ساله داده و سالانه بیست میلیون بهره می‌گیرد با توجه به ماهیت قرارداد قرض که قرارداد تملیکی است و از حین قرض، مال قرض داده شده به ملکیت قرض‌کننده درمی‌آید، گرفتن بیست میلیون بهره در هر سال به ناحق بوده مصداق ظلم و فساد اموال خواهد بود و مانع از وارد شدن صاحب سرمایه (قرض‌دهنده) به تجارت می‌گردد. اما اگر فرض کنیم این دو نفر وارد معامله دیگری شوند به این صورت که صاحب کارخانه، زمین کارخانه را به دیگری به‌‌صورت نقد به صد میلیون بفروشد سپس همان زمین را به قرارداد اجارة به شرط تملیک پنچ‌ساله از خریدار اجاره کند، به این صورت که سالانه بیست میلیون اجاره‌بها بپردازد و در پایان سال پنجم با پرداخت معادل صد میلیون اصل زمین را هم مالک شود، این معاملات اگر به ‌صورت واقعی و جدّی انجام پذیرد گرچه به یک معنا حیلة فرار از ربا است امّا هیچ یک از حکمت‌های تحریم ربا در آن جریان ندارد. اوّلاً گرفتن بیست میلیون سالانه تحت عنوان اجاره‌بها به دید عرف و عقلا عین حق است نه ظلم، ثانیا، وقتی پرداخت اجاره بها مصداق حق بود و جهت استفاده از زمین پرداخت گردید مصداق فساد اموال نخواهد بود، ثالثاً این معامله‌ها نسبت به هیچ یک از طرفین موجب ترک تجارت نمی‌شود، خریدار زمین با عملیات خرید و اجاره وارد تجارت شده است و صاحب کارخانه هم با تأمین نقدینگی مورد نیاز به کار تولید و فعالیت اقتصادی می‌پردازد.

بنابراین از جهت این استدلال باید بین انواع حیل ربا فرق گذاشت، آن دسته از حیله‌ها که موجب لغویت حکم و تعطیلی کلی حکمت‌های ربا می‌شوند را باطل شمرد امّا آن گروه از حیله ها که به دید عرف مشمول حکمت‌های تحریم نیستند را مجاز شمرد.
2. عدم قصد جدّی بر انجام معامله

گروهی از فقیهان براین اعتقادند که در موارد حیله های ربا قصد جدّی معامله وجود ندارد، آیت‌الله مکارم شیرازی در تبیین این دلیل بیان مفصلی دارند که خلاصه آن چنین است؛ فرض کنید رباخواری با ضمیمه کردن یک سیر نبات یا یک حبة قند یا یک قوطی کبریت، هر روز هزاران تومان سود می‌برد و وام‌ گیرنده نیز به ناچار به این صحنه‌سازی تن می‌دهد. آیا به راستی هیچ کدام از آنها قصد جدی روی این معاملات دارند؟ چه کسی قوطی کبریت دو ریالی رابه دو هزار تومان می‌خرد‍؟

  به اعتقاد عرف و عقلا، پول و اسکناس ثمن معامله است، حال اگر رباخواری به‌ صورت حیله بگوید این ده هزار تومان نقد را به یازده هزار تومان یک ماهه می‌فروشم، آیا این از دید عرف، خرید و فروش است؟ چه کسی در بازار، اسکناس را خرید و فروش می‌کند تا ما دومی باشیم، در این موارد قصد جدی برای خرید و فروش نیست بلکه در واقع ده هزار تومان را به شرط زیادة هزارتومان در ماه، قرض می‌‌دهد و واژة خرید و فروش عبارت صوری و توخالی است.

یا کسی برای فرار از ربا خانه‌اش را بیع به شرط می‌کند، در حالی که یک ده هزارم قصد فروش خانه راندارد حتی از شنیدن نام فروش خانه وحشت می‌کند، در این صورت چه قصد جدی برای معامله وجود دارد؟ جز این که کارد به استخوانش رسیده و می‌خواهد وام توأم با ربا بگیرد و به خاطر  فرار از عنوان رباخواری به این صحنه‌سازی بی محتوا و صوری متوسل می‌شود!

خلاصه اینکه نمی‌توان باور کرد، تقریباً در هیچ یک از موارد حیل ربا، قصد جدی وجود داشته باشد، و همه می‌دانیم که یکی از شروط اصلی صحّت معاملات قصد جدی معامله است.[17]

در جواب از این استدلال می‌توان گفت؛ اینکه قصد معامله از شرایط صحت قراردادهاست امری مسلم است.[18] و اینکه در بسیاری از موارد حیله‌های ربا، قصد جدّی برای معامله وجود ندارد و هدف متعاملین دادن و گرفتن پول همراه با شرط زیاده است به وجدان مورد قبول است. امّا این دلیل نمی‌شود که همة موارد را خارج از قصد جدّی معامله بدانیم، خیلی موارد اتفاق می‌افتد که دو طرف قرارداد متوجه می‌شوند انجام معامله‌ای اشکال ربا یا اشکال شرعی دیگری دارد و در صدد پیدا کردن راه حلّ مجاز و مشروع می‌روند و با تمام وجود آن را قصد می‌کنند. برای مثال تولید‌کننده‌ای که برای تهیة مواد اولیّه نیازمند نقدینگی است و با توجه به فرایند تولید و فروش تا شش ماه توان بازپرداخت را ندارد به دنبال استقراض شش ماهه است، حال اگر کسی به او بگوید: من به جهت حرام بودن ربا قرض نمی‌دهم، امّا حاضر هستم مواد اولیه مورد نیاز تو را به صورت نقد از بازار تهیه کرده بعد به صورت نسیه با قیمتی بالاتر به تو بفروشم، روشن است که اگر چنین معامله‌ای رخ دهد، طرفین قصد جدّی خواهند داشت.

شهید ثانی در پاسخ به استدلال کسانی که می‌گویند، در حیل ربا قصد جدی وجود ندارد؛ می‌فرمایند: :

«... شرط نیست که همه غایات مترتب بر معامله، مقصود باشد؛ بلکه تنها قصد یک غایت صحیح کفایت می‌کند. برای مثال؛ کسی که می‌خواهد خانه‌ای بخرد و از اجاره دادن آن درآمدی کسب نماید، همین اندازه قصد برای صحت معامله کافی است، هر چند برای خرید خانه اهداف دیگری وجود دارد که از نظر عقلا مهمتر و آشکارتر است، در همه قراردادها همین اندازه از قصد کافی است و بیش‌تر از آن لازم نیست».[19]

بنابراین استدلال، نبود قصد جدّی معامله، تنها آن گروه از حیله‌های ربا را شامل می‌شود که هیچ غایت و انگیزه‌ای برای معامله وجود ندارد و مقصود واقعی طرفین همان قرض به شرط زیاده است؛ امّا مواردی که انجام معامله، آثار و ثمراتی دارد که حداقل برخی از آن آثار و ثمرات مقصود متعاملین است، به تبع آن خود معامله نیز مقصود خواهد بود، به همین خاطر در مثال گذشته، کسی که اقدام به خرید و فروش مواد اولیه می‌کند، گرچه قصد استفاده از مواد اولیه ندارد امّا همین اندازه که می‌بیند عملیات خرید و فروش آن برای او سود حلالی به همراه دارد، قصد خرید و فروش جدّی محقق خواهد شد.
3. عدم فرق عرفی بین ربا و حیله‌های آن

برخی از فقها معتقدند: عرف و عقلا فرق بین حیل ربا و خود ربا نمی‌بینند و همانطور که آیات و روایات ربا را ناظر بر خود ربا می‌دانند، ناظر بر حیله‌های ربا نیز می‌دانند؛ به عبارت دیگر عرف در موارد حیل ربا گرچه عنوان حیله را هم صوری نداند و آن را واقعی بپندارد امّا این مطلب را مانع از صدق عنوان ربا نمی‌بیند. پس حیلة ربا دو عنوان مثلاً بیع و ربا را با هم خواهد داشت و در چنین صورتی احکام بیع و ربا بر آن مترتب خواهد بود.[20] برای مثال کسی که برای فرار از ربا به جای قرض با بهره، اقدام به فروش یک میلیون پول نقد در مقابل یک میلیون و دویست هزار تومان نسیه می‌کند، بر فرض هم عنوان بیع بر این معامله صدق کند و متعاملین هم آن را قصد کنند، به دید عرف این معامله از مصادیق ربا بوده و احکام ربا را خواهد داشت.

در جواب از این استدلال می‌گوئیم: موارد حیله‌های ربا به دو گروه تقسیم می‌شوند، در گروه نخست استدلال فوق وارد است و صدق عنوانی مانع از صدق عنوان ربا نمی‌شود. برای مثال کسی که به دیگری قرض می‌دهد و با او شرط می‌کند که افزون بر اصل قرض که در سررسید معین پس می‌دهد، ماهانه مبلغی را به عنوان هدیه، صدقه، خمس و زکات به او بپردازد، و یا با او شرط می کند مبلغی را به عنوان قرض‌الحسنه در اختیار او بگذارد، در عین حال که بر آن زیاده، عناوینی چون هدیه و ... صدق می‌کند و ممکن است به جدّ ‌مقصود طرفین هم باشد امّا مانع از صدق قرض به شرط زیاده یا معاملة دو شیء هم جنس همراه با زیاده ، نمی‌شود؛ یعنی معامله همزمان مشمول دو عنوان فقهی خواهد بود . اما در گروه دوم از حیله های ربا وضعیت چنین نیست، اگر متعاملین به قصد جدی وارد معامله شوند، عنوان قرض به شرط زیاده یا معامله دو شیء هم جنس همراه با زیاده بر آن صدق نمی کند، برای مثال؛ کسی که بخاطر حرمت قرض ربوی، اقدام به خرید مواد اولیه و فروش آن به صورت نسیه با قیمت بالاتر می‌کند، اصلاً عنوان قرض صدق نمی‌کند تا چه رسد به عنوان قرض به شرط زیاده تا ربا محسوب شود. بنابراین نمی‌توان همة مصادیق حیله‌های ربا را از این جهت یکسان دانست.
4. روایات نهی کننده از حیله‌های ربا

گروهی از علما برای تحریم حیله‌های ربا به روایات استناد می‌کنند؛ پیامبر اکرم و ائمه معصومین در روایات متعددی از حیله‌های ربا نهی کرده یا حکم به بطلان معامله کرده‌اند. در این قسمت به بررسی سند و میزان دلالت این روایات می‌پردازیم.

1/4. سیدرضی در نهج‌البلاغه از امیرمؤمنان نقل می‌کند که فرمود:

 «رسول خدا به من فرمود: «ای علی! زود باشد که این مردم با اموالشان آزمایش شوند، پس حرام‌های الهی را با توسل به شبهات دروغین و هواهای گمراه ‌کننده حلال شمارند و خمر را به اسم نبیذ و رشوه را به نام هدیه و ربا را به عنوان بیع، حلال کنند».[21]

این مضمون با اندک تفاوتی در روایات متعددی نقل شده است.[22] از علمای اهل سنت نیز ابن‌قیم در اعلام الموقعین و بخاری در صحیح خود این روایت را نقل کرده‌اند و مدّعی شده‌اند: اگر هیچ روایت دیگر جز این نبود، برای ابطال و تحریم حیله‌های ربا و غیر آن کافی بود.[23]

2/4. اهل سنت به اسناد متعدد روایتی را از پیامبر اکرم نقل می‌کنند که فرمود:

 «آن‌گاه که مردم بر دینار و درهم بخل ورزند و معامله عینه بین آنان رواج یابد و جهاد را واگذارند و در پی گاوان روان شوند (به جای جهاد به کشت و زرع مشغول گردند) خداوند آنان را به ذلّتی دچار خواهد ساخت که از آن رهایی نیابند، مگر وقتی که توبه کنند و به سوی دین خود بازگردند.»[24]

3/4. یونس شیبانی نقل می‌کند به امام صادق عرض کردم:

 «مردی کالایی را می‌فروشد و فروشنده و خریدار هر دو می‌دانند که کالا این قدر ارزش ندارد، امّا خریدار اطمینان دارد که فروشنده دوباره آن را از وی خواهد خرید. امام فرمود: یونس! همانا که رسول خدا به جابر بن عبدالله گفت: حال تو چگونه خواهد بود هنگامی که ستم آشکار گردد و مردم را خوار گرداند؟ جابر عرض کرد: خدا مرا تا آن زمان زنده نگذارد! پدر و مادرم فدای تو باد آن چه هنگامی است ؟ رسول خدا فرمود: آن‌گاه که ربا شایع شود. یونس! آنچه می‌گویی، رباست. پس اگر تو کالا را دوباره از او نخری، آن را باز می‌گرداند؟ یونس می‌گوید: عرض کردم؛ آری، امام فرمود: حتماً به آن نزدیک مشو، حتماً به آن نزدیک مشو».[25]

4/4. شخصی به نام طاهر در نامه‌ای به امام هادی نوشت:

 «مردی به دیگری قرض می‌دهد و همراه آن، چیز کم ارزشی را به صورت نسیه به 20 درهم به او می‌فروشد و چون مدت سر می‌رسد و او چیزی ندارد که بدهی خود را بدهد، باز همان معامله را تکرار می‌کند ـ باز چیز کم ارزشی را به قیمت بالا به طور نسیه می‌فروشد ـ امام پاسخ داد: آن طور که مردم معامله می‌کنند، حلال است و آن طور که مردم معامله نمی‌کنند، رباست».[26]

از این کلام امام هادی استفاده کرده‌اند، چون مردم شیء کم ارزش را به بیست درهم معامله نمی‌کنند، چنین بیعی که برای فرار از ربا است صحیح نیست.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1396 ساعت 19 و 12 دقیقه و 12 ثانیه
Hi, i think that i noticed you visited my
site thus i came to return the favor?.I'm trying to in finding issues to enhance my web site!I guess its adequate
to use a few of your ideas!!
یکشنبه هشتم مرداد 1396 ساعت 22 و 17 دقیقه و 50 ثانیه
Marvelous, what a web site it is! This webpage
gives helpful facts to us, keep it up.
شنبه هفتم مرداد 1396 ساعت 01 و 41 دقیقه و 45 ثانیه
great post, very informative. I ponder why the opposite
specialists of this sector don't realize this.
You must continue your writing. I am confident, you've a huge readers' base already!
جمعه ششم مرداد 1396 ساعت 21 و 59 دقیقه و 01 ثانیه
Howdy! I'm at work browsing your blog from my new iphone!
Just wanted to say I love reading through your blog and look forward to all your
posts! Carry on the outstanding work!
جمعه هشتم اردیبهشت 1396 ساعت 23 و 34 دقیقه و 52 ثانیه
hey there and thank you for your information – I've certainly
picked up anything new from right here. I did however expertise some technical points using this
site, since I experienced to reload the web site many times previous to
I could get it to load correctly. I had been wondering if your web hosting is
OK? Not that I am complaining, but slow loading instances times will sometimes affect your placement in google and can damage your quality
score if ads and marketing with Adwords. Well I'm adding this RSS to my email and can look out for a lot more of your respective intriguing content.
Make sure you update this again very soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی